بورس زیر سایه تنشهای منطقهای؛ شوک سیاسی چگونه بازار را قرمز کرد؟
حسن کوچکی دوست خبرنگار ستاره پارسی / در آغاز معاملات 25 فروردین، شاخص کل بورس تهران بیش از 30 هزار واحد کاهش یافت و به محدوده دو میلیون و 230 هزار واحد رسید. شاخص هموزن نیز افت قابلتوجهی را ثبت کرد تا مشخص شود فشار فروش به نمادهای شاخصساز محدود نیست.
افزایش ریسک و فرار سرمایههای محتاط
بازار سهام بیش از هر بازار دیگری به آینده و انتظارات سرمایهگذاران وابسته است. هنگامی که ریسک سیاسی افزایش پیدا میکند، معاملهگران معمولاً به سمت داراییهایی حرکت میکنند که نقدشوندگی بیشتر یا قابلیت پوشش تورم و ریسک ارزی داشته باشند.
در چنین فضایی، ارز و طلا با افزایش تقاضا روبهرو میشوند و بورس تحت فشار فروش قرار میگیرد. سهامداران نگران تأثیر تنشها بر صادرات، تولید، حملونقل، نرخ ارز، تأمین مواد اولیه و هزینه فعالیت شرکتها بودند.
شرکتهای صادراتی ممکن است از افزایش نرخ ارز منتفع شوند، اما تشدید تنشها میتواند مسیر صادرات و انتقال درآمدهای ارزی آنها را با محدودیت روبهرو کند. همین تضاد، تصمیمگیری برای سرمایهگذاران را دشوارتر کرده بود.
محدودیت دامنه نوسان
پس از افزایش فشار فروش، سازمان بورس دامنه نوسان سهام را به مثبت و منفی یک درصد محدود کرد. هدف از این تصمیم، کاهش شدت نوسانات و جلوگیری از شکلگیری رفتارهای هیجانی اعلام شد.
محدودکردن دامنه نوسان میتواند سرعت افت قیمتها را کاهش دهد، اما الزاماً فشار فروش را از بین نمیبرد. در چنین شرایطی، عرضههای فروش در صفها انباشته میشوند و نقدشوندگی بازار کاهش پیدا میکند.
منتقدان این سیاست معتقد بودند محدودیت شدید دامنه نوسان، دوره اصلاح بازار را طولانی میکند. موافقان نیز آن را فرصتی برای کاهش هیجان و تصمیمگیری منطقیتر سرمایهگذاران میدانستند.
کدام صنایع بیشتر تحت تأثیر قرار گرفتند؟
بانکها، خودروسازان و شرکتهایی که به تصمیمات داخلی وابستگی بیشتری داشتند، با افزایش عرضه روبهرو شدند. صنایع صادراتی مانند پتروشیمی، فولاد و معدن نیز میان دو عامل متضاد قرار گرفتند: افزایش احتمالی نرخ ارز از یکسو و رشد ریسک صادرات از سوی دیگر.
شرکتهای حملونقلی، بیمهای و گردشگری نیز نسبت به گسترش نااطمینانیهای منطقهای حساس بودند. در مقابل، صندوقهای طلا و داراییهای مرتبط با فلزات گرانبها بیشتر مورد توجه سرمایهگذاران قرار گرفتند.
تجربهای برای مدیریت بحران
تحولات فروردین 1403 نشان داد بازار سرمایه برای مواجهه با بحرانهای سیاسی به سازوکاری روشن و از پیش تعیینشده نیاز دارد. تغییر مکرر دامنه نوسان یا تصمیمات ناگهانی میتواند خود به عاملی برای افزایش سردرگمی سهامداران تبدیل شود.
حفظ جریان اطلاعات، انتشار سریع تصمیمات اقتصادی و جلوگیری از شایعات، در دورههای پرتنش اهمیت بیشتری پیدا میکند. بازار زمانی به تعادل بازمیگردد که سرمایهگذار بتواند بر اساس اطلاعات معتبر، اثر تحولات را بر سودآوری شرکتها ارزیابی کند.
ریزش فروردین 1403 بار دیگر ثابت کرد که بورس ایران، علاوه بر متغیرهای اقتصادی، بهشدت از تحولات سیاسی و امنیتی تأثیر میپذیرد. کاهش این آسیبپذیری به افزایش عمق بازار، توسعه ابزارهای پوشش ریسک و تقویت اعتماد عمومی نیاز دارد.
0 دیدگاه