رشد فروش بهتنهایی کافی نیست؛ کیفیت سود شرکتها زیر ذرهبین رفت
به گزارش حسن کوچکی دوست خبرنگار ستاره پارسی، انتشار صورتهای مالی سهماهه منتهی به خرداد 1405 از اواخر تیر در سامانه کدال شدت گرفت و شرکتهای مختلف، عملکرد حسابرسینشده فصل نخست خود را در اختیار سهامداران قرار دادند. این گزارشها شامل صورت سود و زیان، وضعیت مالی، جریان وجوه نقد و یادداشتهای توضیحی هستند و نخستین تصویر نسبتاً کامل از عملکرد شرکتها در سال جدید را ارائه میکنند.
در نگاه نخست، بسیاری از شرکتها از رشد ریالی درآمد خبر دادهاند؛ اما در اقتصادی که تورم، نرخ ارز و قیمت نهادهها افزایش یافته، رشد اسمی فروش بهتنهایی نشانه موفقیت نیست. شرکتی را میتوان برنده واقعی فصل دانست که علاوه بر افزایش درآمد، حاشیه سود خود را حفظ کرده، هزینه مالی را کنترل کرده و از فعالیت اصلی خود جریان نقد مثبت ساخته باشد.
برندگان واقعی چه شرکتهایی بودند؟
نخستین گروه از برندگان، شرکتهایی بودند که رشد درآمد آنها از رشد بهای تمامشده بیشتر بود. این شرکتها توانستند افزایش قیمت مواد اولیه، دستمزد و انرژی را از طریق رشد نرخ فروش، افزایش تولید یا بهبود ترکیب محصولات جبران کنند.
برای نمونه، در گزارش منتشرشده از شرکت الکتریک خودرو شرق با نماد «خشرق»، سود خالص سهماهه نسبت به دوره مشابه قبل 83 درصد افزایش یافته است. چنین رشدی، در صورت اتکا به عملیات اصلی و نه درآمدهای اتفاقی، میتواند نشانه بهبود واقعی عملکرد باشد.
گروه دیگری از برندگان، شرکتهایی بودند که با وجود فضای تورمی، هزینههای اداری و مالی خود را کنترل کردند. در شرایطی که نرخ تأمین مالی بالا است، کاهش بدهی بانکی یا جلوگیری از رشد هزینه بهره میتواند اثر مهمی بر سود خالص داشته باشد.
همچنین شرکتهایی که توانستند تولید و فروش خود را بدون اختلال جدی ادامه دهند، نسبت به رقبای درگیر محدودیت برق، گاز یا مواد اولیه موقعیت بهتری داشتند. در صنایع انرژیبر، استمرار تولید گاهی حتی مهمتر از افزایش نرخ فروش بوده است.
رشد درآمد؛ دام پنهان گزارشهای سهماهه
یکی از رایجترین خطاها در تحلیل گزارشهای فصل نخست، برابر دانستن رشد درآمد با رشد سودآوری است. ممکن است درآمد شرکتی 50 درصد افزایش یافته باشد، اما بهای تمامشده آن 70 درصد رشد کرده باشد. در چنین شرایطی، حاشیه سود کاهش یافته و کیفیت عملکرد ضعیفتر شده است.
برای تحلیل دقیق هر گزارش باید دستکم پنج متغیر همزمان بررسی شود:
رشد درآمد عملیاتی
رشد بهای تمامشده
تغییر سود ناخالص
هزینههای مالی
جریان نقد حاصل از عملیات
اگر درآمد افزایش یابد اما جریان نقد عملیاتی منفی شود، احتمال دارد بخش مهمی از فروش بهصورت اعتباری انجام شده یا مطالبات شرکت افزایش یافته باشد. چنین رشدی ممکن است روی کاغذ جذاب به نظر برسد، اما نقدینگی واقعی وارد شرکت نکرده باشد.
بازندگان فصل؛ شرکتهایی که هزینهها از فروش سبقت گرفت
در سوی دیگر، بازندگان فصل نخست الزاماً شرکتهای زیانده نبودند. برخی شرکتها همچنان سود ساختهاند، اما سود آنها نسبت به سال قبل کاهش یافته یا حاشیه سودشان تحت فشار قرار گرفته است.
مهمترین نشانههای ضعف در گزارشهای سهماهه عبارتاند از:
رشد بهای تمامشده سریعتر از فروش
کاهش مقدار تولید یا فروش
افزایش شدید هزینههای مالی
رشد مطالبات و موجودی انبار
منفیشدن جریان نقد عملیاتی
وابستگی سود به فروش دارایی یا درآمد غیرعملیاتی
شرکتی که با فروش ملک، شناسایی سود تسعیر ارز یا درآمد سرمایهگذاری، افت عملکرد عملیاتی خود را پنهان کرده است، نمیتواند در ردیف برندگان پایدار قرار گیرد. این سودها ممکن است در یک فصل ظاهر شوند، اما قابلیت تکرار ندارند.
صنایع انرژیبر در آزمون سخت فصل اول
فولاد، سیمان، پتروشیمی و صنایع معدنی در فصل نخست با ریسک محدودیت انرژی روبهرو بودند. اثر کامل خاموشیهای تابستانی معمولاً در گزارشهای سهماهه دیده نمیشود، زیرا بخش مهم محدودیتها از خرداد و ماههای بعد تشدید میشود؛ با این حال، کاهش تولید خرداد میتواند نخستین نشانه فشار بر عملکرد شرکتها باشد.
برای این صنایع، مقایسه مقدار تولید اهمیت بیشتری از رشد ریالی فروش دارد. ممکن است نرخ فروش بالا رفته و درآمد اسمی رشد کرده باشد، اما اگر مقدار تولید کاهش یافته باشد، شرکت بخشی از ظرفیت عملیاتی خود را از دست داده است.
به همین دلیل، تحلیلگر باید گزارش سهماهه را در کنار گزارشهای فعالیت ماهانه فروردین، اردیبهشت و خرداد بررسی کند. صورت مالی نتیجه نهایی را نشان میدهد، اما گزارش ماهانه مشخص میکند این نتیجه از چه مسیری ساخته شده است.
بانکها؛ سود حسابداری یا بهبود واقعی؟
در گزارش بانکها، رشد سود خالص باید با احتیاط بیشتری بررسی شود. درآمد تسهیلات، هزینه سود سپردهها، درآمد کارمزد، مطالبات غیرجاری و سود ناشی از تسعیر ارز میتوانند تصویر متفاوتی از عملکرد بانک ارائه کنند.
بانکی را میتوان برنده دانست که درآمد عملیاتی آن افزایش یافته، هزینه پول کنترل شده و کیفیت تسهیلاتش بهبود پیدا کرده باشد. رشد سود از محل فروش دارایی یا تسعیر ارز، اگرچه میتواند سود خالص را افزایش دهد، اما الزاماً نشانه بهبود فعالیت اصلی بانک نیست.
در سوی دیگر، افزایش هزینه سود سپردهها یا رشد مطالبات مشکوکالوصول میتواند بخش مهمی از درآمد بانک را خنثی کند.
بیمهها؛ رشد حقبیمه زیر سایه خسارت
در شرکتهای بیمه، رشد حقبیمه صادره فقط نیمی از ماجراست. نسبت خسارت، ترکیب پرتفوی و سهم رشتههای پرریسک باید در کنار فروش بررسی شود.
ممکن است شرکتی حقبیمه بیشتری صادر کرده باشد، اما تمرکز بالای آن در رشته درمان یا شخص ثالث، خسارتهای آینده را افزایش دهد. بنابراین برنده واقعی صنعت بیمه شرکتی است که همزمان با رشد پرتفوی، نسبت خسارت و هزینههای اداری خود را نیز کنترل کند.
رشد فروش بیمه بدون مدیریت ریسک، میتواند در فصلهای بعد به افزایش ذخایر خسارت و کاهش سود تبدیل شود.
شرکتهای صادراتی؛ دلار به کمک آمد، اما کافی نبود
شرکتهای صادراتمحور از افزایش نرخ تسعیر و رشد ریالی درآمدهای ارزی منتفع میشوند، اما قیمتهای جهانی، محدودیت صادرات، هزینه حملونقل و نرخ خوراک میتواند این مزیت را کاهش دهد.
اگر درآمد ریالی یک پتروشیمی یا فولادساز افزایش یافته، باید بررسی شود چه مقدار از رشد ناشی از افزایش نرخ ارز و چه مقدار ناشی از رشد واقعی تولید و فروش بوده است.
شرکتی که فقط به دلیل افزایش نرخ تبدیل ارز درآمد بیشتری ثبت کرده، اما مقدار صادرات آن کاهش یافته، از نظر عملیاتی الزاماً عملکرد بهتری نداشته است.
جریان نقد؛ داور نهایی گزارشها
یکی از مهمترین بخشهای صورتهای مالی که معمولاً کمتر مورد توجه قرار میگیرد، صورت جریان وجوه نقد است. سود حسابداری ممکن است تحت تأثیر فروش اعتباری، تسعیر ارز یا برآوردهای حسابداری قرار گیرد، اما جریان نقد نشان میدهد چه مقدار پول واقعاً وارد شرکت شده است.
شرکتی که سود خالص بالایی گزارش کرده اما جریان نقد عملیاتی آن منفی است، ممکن است برای تأمین هزینههای جاری خود همچنان به وام یا افزایش بدهی نیاز داشته باشد.
در مقابل، شرکتی با رشد سود متوسط اما جریان نقد عملیاتی قوی، از نظر پایداری مالی وضعیت مطمئنتری دارد.
ارزش افزوده گزارشهای سهماهه
گزارشهای سهماهه نباید فقط برای استخراج درصد رشد سود استفاده شوند. این صورتها میتوانند نشانههای اولیه تغییر مسیر یک شرکت را آشکار کنند.
افزایش موجودی کالا میتواند نشانه کاهش فروش باشد. رشد مطالبات ممکن است از دشواری وصول پول مشتریان حکایت کند. افزایش پیشپرداختها میتواند به معنای خرید مواد اولیه برای ماههای آینده باشد و رشد بدهی بانکی ممکن است فشار نقدینگی را نشان دهد.
به همین دلیل، یک شرکت ممکن است در ظاهر سودآور باشد، اما جزئیات ترازنامه هشدار دهد که کیفیت سود آن پایین آمده است.
برندگان و بازندگان را چگونه انتخاب کنیم؟
برای تهیه یک رتبهبندی معتبر از شرکتهای فصل نخست، لازم است تمام شرکتها با معیارهای یکسان مقایسه شوند. معیارهای پیشنهادی عبارتاند از:
برندگان فصل:
رشد واقعی فروش و تولید
افزایش سود عملیاتی
حفظ یا بهبود حاشیه سود
جریان نقد عملیاتی مثبت
کاهش هزینه مالی
نبود اتکا به درآمدهای غیرتکرارشونده
بازندگان فصل:
کاهش مقدار تولید
افت سود عملیاتی
افزایش سریع بهای تمامشده
رشد بدهی و هزینه بهره
منفیشدن جریان نقد
شناسایی سود از محل فروش دارایی برای جبران ضعف عملیات
بدون بررسی کامل صورت مالی همه شرکتها، معرفی فهرست قطعی برندگان و بازندگان ممکن نیست. انتخاب چند نماد صرفاً بر اساس درصد رشد سود میتواند گمراهکننده باشد؛ زیرا مبنای مقایسه، درآمدهای اتفاقی و تغییر سرمایه نیز بر درصدها اثر میگذارند.
جمعبندی
موج گزارشهای سهماهه کدال نشان داد سال 1405 برای همه صنایع یکسان آغاز نشده است. برخی شرکتها توانستند از افزایش نرخ فروش، رشد صادرات یا مدیریت هزینهها برای تقویت سود استفاده کنند. در مقابل، گروهی دیگر زیر فشار مواد اولیه، انرژی، هزینه مالی و کاهش تولید قرار گرفتند.
اما مهمترین پیام فصل نخست این است که رشد سود بهتنهایی معیار کافی برای انتخاب سهم نیست. کیفیت سود، پایداری تولید، جریان نقد و توان شرکت در تکرار عملکرد، اهمیت بیشتری از یک درصد رشد چشمگیر دارند.
برندگان واقعی فصل، شرکتهایی نیستند که تنها عدد بزرگتری در سطر سود خالص ثبت کردهاند؛ بلکه شرکتهایی هستند که این سود را از فعالیت اصلی، با نقدینگی واقعی و بدون تخریب ترازنامه ساختهاند. بازندگان نیز فقط زیاندهها نیستند؛ هر شرکتی که برای حفظ ظاهر سودآوری، به درآمدهای اتفاقی یا افزایش بدهی متکی شده باشد، ممکن است در فصلهای آینده با واقعیت سختتری روبهرو شود.
0 دیدگاه